دراولین باشگاه مدیریتی کشور با موفق ترین مدیران ایران گفتگو کنید و با آنها مستقیما در ارتباط باشید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
Информация о канале обновлена 19.11.2025.
دراولین باشگاه مدیریتی کشور با موفق ترین مدیران ایران گفتگو کنید و با آنها مستقیما در ارتباط باشید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
اگر میخواهیم باران به ایران برگردد، باید نخستین گام را برداشت. آنهایی که در سالهای گذشته درباره مدیریت آب تصمیم گرفتهاند، و آنهایی که این تصمیمها را تأیید کردهاند، باید اعتراف کنند که اشتباه کردهاند. راهی که رفتهاند غلط بوده و باید مسیر را برگردانند. مدیریت آب در ایران از اساس نادرست طراحی شده است
ایران در گذشته چرخهای کامل و خودکفا برای تولید باران داشت؛ چرخهای که به آن چرخه آب میگویند و بخش عمدهای از بارش ایران را از درون خود تأمین میکرد. در گذشته حدود هفتاد درصد باران ایران از رطوبت محلی ایجاد میشد. تالابها، جنگلهای زاگرس، جنگلهای هیرکانی و مراتع سبز مهمترین منابع این رطوبت بودند. سامانههای مدیترانهای هم حدود سی درصد از بارش زمستانی و سامانههای سودانی ده درصد از بارشهای بهاری را تأمین میکردند. هرچند بارشهای سودانی که از جنوب ایران وارد میشدند با رسیدن به بالای سر دشت لوت ناپدید میشدند. این سامانهها وقتی به دریاچهها و تالابها میرسیدند، با رطوبت محلی ترکیب شده و بارشهای سنگین بهوجود میآوردند. اما اکنون این چرخه بهطور کامل از هم پاشیده است.
مطالعهای دقیق در دانشگاه تهران در سال ۱۴۰۴ نتایجی ارائه داده است. این پژوهش نشان میدهد در سال ۱۳۵۵ میانگین بارندگی ایران حدود ۵۰۰ میلیمتر بوده است. از این مقدار، ۴۸ درصد ناشی از رطوبت محلی، ۳۵ درصد از سامانههای مدیترانهای و ۱۷ درصد از سامانههای سودانی بوده است. اما در سال ۱۴۰۴ این رقم به ۲۱۵ میلیمتر کاهش یافته و سهم رطوبت محلی تنها ۱۲ درصد است؛ ۵۵ درصد بارشها از سامانههای مدیترانهای ضعیف شده و ۳۳ درصد از سامانههای سودانی تأمین میشود که بیشترشان هم در اثر گرما و تبخیر از بین میروند.
تخریب محیطزیست، مهمترین عامل نابودی چرخه آب در ایران است. جنگلزدایی گسترده طی سالهای گذشته تأثیری عمیق بر مرگ باران داشته است. هر هکتار جنگل سالانه بین پانصد تا هزار میلیمتر بخار آب به جو بازمیگرداند، اما با نابودی جنگلها این پمپ طبیعی خاموش شده است. تخریب مراتع و فرسایش خاک هم تأثیری مشابه دارد. خاک بدون پوشش گیاهی توان نگهداری رطوبت را ندارد و در نتیجه ابرهای کمتری شکل میگیرند.
ایران بیش از صد میلیارد مترمکعب کسری مخزن آب دارد؛ یعنی هر سال حدود بیست میلیارد مترمکعب بیش از توان طبیعی خود برداشت آب انجام میدهد. از ۶۱۰ دشت کشور، ۴۲۸ دشت ممنوعه اعلام شدهاند؛ یعنی آبخوانها در آن مناطق از بین رفتهاند. با پایین رفتن سطح آب زیرزمینی، خاک فشرده میشود، فرونشست رخ میدهد و زمین دیگر مانند اسفنج نمیتواند آب را در خود نگه دارد. در نتیجه حتی اگر باران ببارد، آب در زمین نفوذ نمیکند و سریع تبخیر میشود.
خشکیدن تالابها هم از اصلیترین دلایل مرگ باران در ایران است. تالابهایی مانند هورالعظیم، گاوخونی، بختگان، پریشان، گمیشان و از همه مهمتر دریاچه ارومیه زمانی کولرهای طبیعی طبیعت بودند. تبخیر آب در آنها رطوبت محلی ایجاد و بارشهای همرفتی را تقویت میکرد. با خشک شدن آنها، این چرخه متوقف شد. تخمینها نشان میدهد خشکی تالابها تا هشتاد درصد از رطوبت محلی کشور را از بین برده است.
مطالعهای در دانشگاه تهران در سال ۱۴۰۲ نشان داد کاهش چهلوپنج درصدی پوشش جنگلی زاگرس باعث کاهش سیوپنج درصدی بارندگی در فلات مرکزی ایران طی چهل سال گذشته شده است. همچنین سازمان هواشناسی در سال ۱۴۰۳ اعلام کرد خشک شدن هورالعظیم بهتنهایی موجب کاهش شصت درصدی بارندگی در خوزستان و ایلام شده است. این اعداد نشان میدهد حفظ محیطزیست، اصلیترین عامل تداوم چرخه آب و باران بوده که در ایران با تصمیمهای نادرست مدیران و فساد برخی از آنها، از بین رفته است.
یکی از مهمترین عوامل کاهش باران در ایران، خشک شدن دریاچه ارومیه است. این دریاچه با وسعتی حدود ۵۷۰۰ کیلومترمربع، زمانی منبع عظیمی از رطوبت برای شمالغرب کشور بود. تبخیر سالانهی آن نزدیک به شش میلیارد مترمکعب آب بود و جبهههای هوای سرد مدیترانهای را هنگام ورود به ایران پرباران میکرد. اما اکنون بیش از نود درصد سطح آن خشک شده و رطوبت ورودی به جو هشتادوپنج درصد کاهش یافته است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
🔵 ظرفیت مردم و واژههای نرم کنندهی مسئولان!
محمدحسین روانبخش
🔸 در کشور ما هرچه مشکلات و بدبختیهای مردم بیشتر میشود، ابتکارهای مسئولان هم زیادتر میشود. البته این ابتکارها در راستای رفع مشکلات مردم نیست؛ سالهاست که دیگر هیچکس حتی خود مسئولان هم هیچ انتظاری از خودشان ندارند! بلکه ابتکارهای مسئولان در زمینه «واژههای نرم کننده» است. این واژهها باعث میشود مشکلات و نارساییها اسم تازه، شیک و کمتر دردناکی پیدا کنند و برای مردم قابل تحملتر باشند. حتما با بسیاری از این واژهها آشنا هستید اما همه آنها را یک جا دیدن صفای دیگری دارد:
1️⃣ بیشترین کاربرد را در یکی دو سال اخیر واژه نرم کننده «ناترازی» دارد که به جای «کمبود» به کار میرود. خوشبختانه آنقدر در این سالها کمبودهایمان... ببخشید ناترازیهایمان زیاد شده که اگر روزی چند بار این واژه را نشنویم احتمالا مردهایم ولی هنوز نفهمیدهایم! ناترازی آب، ناترازی برق، ناترازی سوخت، ناترازی نیروی انسانی و...
2️⃣ «گرانی» سالهاست که آشنای مردم عزیز و دوست داشتنی ایران است، اما به همت مسئولان چند سالی است که واژه نرم کننده «اصلاح قیمتها» یا «افزایش منطقی قیمتها» ابداع شده تا مردم راحتتر گرانی را تحمل کنند. جدیدترین مورد اصلاح قیمتها مربوط به مرغ و لبنیات است. البته لبنیات ظرف دو ماه پنج بار اصلاح یا افزایش منطقی قیمت داشته که این روند باعث شده احتیاج به واژه نرمکننده تری در این خصوص شکل بگیرد!
3️⃣ تابستانی که گذشت بر اساس قول وزیر نیرو، بنا بود قطعی برق نداشته باشیم، اما «قطعی برق» از اواسط بهار شروع شد. با این حال جای هیچ نگرانیای نبود. واژه نرم کننده «خاموشی برنامه ریزی شده» به کمک آمد و موضوع حل شد!
4️⃣ حالا که صحبت از وزیر نیرو شد، همین جا واژه نرم کننده جدید ایشان را هم بگویم: «رساندن فشار آب به صفر» به جای «قطع آب شهری»!
5️⃣ از «حقوق پایین» بسیاری از کارگران و کارمندان هم این روزها خبری نیست. واژه نرم کننده «عدم تناسب دستمزدها با هزینهها» مشکل را حل کرده و همه چیز امن و امان است. اگر هم برخی اقشار جامعه به فکر «اعتراض» بیفتند، بازهم جای نگرانی برای مسئولان وجود ندارد. در این زمینه هم ابتکار به خرج داده شده و واژه نرم کننده «تجمعات پراکنده» به جای «اعتراض عمومی» ساخته شده است.
6️⃣ شاید خیال کنید این ابتکارها فقط در زمینههای اقتصادی و صنعتی است. نخیر، سنتیها هم دچار آن شدهاند. مثلا به جای واژه سنتی «آلودگی شدید هوا» که مربوط به محیط زیست است، سالهاست که واژههای نرم کننده «شرایط ناسالم جوی» و «افزایش ذرات معلق» ساخته شده است!
🔸 حالا با توجه به آنچه توصیف شد، شاید خیال کنید که پرونده واژههای نرم کننده دیگر بسته شده است و دیگر چیزی نمانده که مسئولان چنین ابتکارهایی را روی آن انجام دهند. ولی چنین نیست. در ادامه فهرستی از واژههای نرم کننده احتمالی که در آینده از طرف مسئولان صادر خواهدشد را بخوانید:
1️⃣ به جای «خرابی دائمی مترو و دیر رسیدن قطار» واژه نرم کننده «کمفاصله شدن زمان حرکت در مترو» به کار گرفته میشود؛
2️⃣ به جای «صف ۲ کیلومتری مرغ» واژه نرم کننده «استهلاک پیادهرو توسط شهروندان مرغطلب»؛
3️⃣ به جای «قطع همزمان آب، برق و گاز در محله» واژه نرم کننده «تعامل مدیریت شده با تاریکی و خشکی و سرما».
4️⃣ و حتی اگر در یک «مهمانی غذا به شما نرسید» میتوانید از واژه نرم کننده «اختلال در زنجیره تامین کباب» استفاده کنید و... البته قدر این مسئولان عزیز را هم بدانید که تا این حد به شما خدمت میکنند!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
تراشهای بسیار کوچک، کوچکتر از ربع انگشت کوچک آدمی، بهزودی مرز میان انسان و ماشین را از میان برمیدارد. این تراشه بهدست ربات جراح در بخش سطحی مغز کار گذاشته میشود؛ جایی که هزاران، و شاید میلیونها سیم میکروسکوپی آن به نورونهای مغز متصل است. این رشتههای ناپیدا میتوانند سیگنالهای الکتریکی نورونها را بخوانند ــ یعنی افکار، احساسات و فرمانهای ذهن را ــ و در صورت نیاز، پیامهایی تازه به مغز بفرستند.
تراشه از راه امواج بیسیم، مانند بلوتوث یا شبکههای نوری آینده، با جهان بیرونی در تماس است. ذهن انسان دیگر بیهیچ کیبورد یا صفحهنمایشی، مستقیماً با رایانه، شبکه اینترنت، یا حتی با ذهن انسانهای دیگر ارتباط میگیرد.
برخی از تواناییها و کارکردهای این فناوری شگفتانگیز عبارتاند از:
1. کنترل اشیاء با ذهن: تنها با اندیشه میتوان چراغها را روشن کرد، خودرو را هدایت نمود، رباتها را به کار انداخت یا درها را گشود.
2. بازگرداندن توان حرکتی به افراد کاملاً فلج: تراشه، سیگنالهای عصبی را از مغز گرفته و مستقیماً به اندامها یا اندامهای مصنوعی میفرستد.
3. درمان بیماریهای عصبی و روانی: از پارکینسون و آلزایمر گرفته تا افسردگی، اضطراب و صرع، با تنظیم امواج مغزی قابل کنترل خواهند بود.
4. تقویت حافظه و یادگیری: ذهن انسان با اتصال مستقیم به بانکهای داده و رایانههای ابری، میتواند اطلاعات را بیواسطه ذخیره و بازیابی کند.
5. ارتباط ذهن با ذهن: بدون زبان و گفتار، در سکوتی مطلق، افراد میتوانند مفاهیم، احساسات و نیات را به یکدیگر منتقل کنند.
6. ترجمه آنی افکار: تراشه میتواند اندیشه را به گفتار یا نوشتار در هر زبانی برگرداند؛ انسانِ آینده میتواند همزمان با دهها زبان بیندیشد و سخن بگوید.
7. کنترل احساسات و خواب: با تحریک بخشهای ویژه مغز، میتوان اضطراب را فرو نشاند، خلاقیت را افزایش داد یا خواب را به فرمان درآورد.
8. ثبت و بازپخش خاطرات: خاطرات میتوانند چون فایلهای دیجیتال ذخیره شوند، بازبینی گردند یا حتی بازنویسی شوند.
9. همزیستی با هوش مصنوعی: مغز انسان، با پیوند مستقیم به سامانههای هوش مصنوعی، به پردازندهای چندلایه بدل میشود که فراتر از توان طبیعی میاندیشد.
10. آغاز «اینترنت ذهنها»: شبکهای از ذهنهای متصل، که در آن دانش، احساس و تجربه از مغزی به مغز دیگر جاری میشود.
در آیندهای نهچندان دور، مرز میان تفکر، گفتار و عمل از میان خواهد رفت. انسان دیگر تنها میاندیشد و جهان در پاسخ، تغییر میکند.
اما این پایان کار نیست. انسانِ عصر نورالینک، دیگر موجودی طبیعی نیست؛ او آمیختهای از نورون و الگوریتم است — موجودی که هم در زیست و هم در معنا بازتعریف میشود. اگر در روزگاران گذشته، روح، سرچشمهی ماورایی آگاهی شمرده میشد، فردا این آگاهی در تراشهای نهفته است که ساخت انسان است. مرز دیرینه میان وحی و فناوری، روح و داده، و دین و دانش بهنظر درحال در هم شکندن است.
انسانِ جدید، «آفریدهی خود» است؛ و شاید از همینجا پرسش بزرگ آغاز شود:
وقتی انسان بتواند ذهن خود را بازنویسی کند، آیا هنوز محتاج نجات، ایمان و دعا خواهد بود؟
و اگر نبوغ فناورانه، جای راز آفرینش را بگیرد، تکلیف امر قدسی چه میشود؟
در جهان فردا، شاید خدا دیگر تنها در آسمانها جستوجو نشود، بلکه کسانی در ژرفای مدارهای سیلیکونی مغز انسان، در پی آن باشند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
شركت لويي ويتون در سال گذشته 59 ميليارد دلار درآمد داشت اما ايران 20 ميليارد درآمد نفتی نداشت!
جهان سوم جاييست كه بهترين ذخاير ملي خودشان را به هزار بدبختي استخراج مي كنند و به نازل ترين قيمت ها در بازارهای جهانی مي فروشند
تازه اگر تحريم نباشند و خريداري وجود داشته
باشد كه حاضر باشد در قبال تاراج اين منابع،
لااقل پول آنرا نقد بدهد وگرنه مجبوريد
كالاهاي بنجل چيني وارد كنيد ! با هزار منت!
ما واقعا از منطق و جهت اقتصاد جهان عقبيم و اين جهالت را در لفافه ای از حرفها و ادعای گزاف و پوچ پنهان مي كنيم.
در سال گذشته شركت لويي ويتون فرانسه از راه فروش عطر و ادكلن و كيف و كفش لوس به سلبريتي ها و ثروتمندان جهان 59 ميليارد دلار در آمد داشته اما ما به عنوان يكي از توليد كنند گان بزرگ نفتي، لنگ فقط 5 ميليارد دلار وام صندوق بين الملل پول بودیم!
اقتصاد جهان در اختيار برندهاست ،
ما سرِ لحاف ملا درگيريم...!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
✅ خاطره ای از اصغر قندچی:
⭕️ سال 54 به چيني ها كاميون نمي فروختيم و راننده كره اي هم با امتحان استخدام مي كرديم!
🔶 در سال54 تعدادي از تجار چين آمده بودند به دفتر ما در همين خيابان قزوينِ تهران و میخواستند کامیون بخرند.
🔶 چين در آن زمان با آمریکا روابط خوبی نداشت. آمریکاییها هم خواسته بودند که اگر بشود ما به چینیها کامیون بدهیم که از طريق كاميون «ماك» ساخت ايران، پای آنها نيز به نوعی در چين باز شود.
🔶 خلاصه چینیها آمدند و گفتند كاميون ماك كاوه مي خواهيم اما پول نداریم، بهجای آن مواد غذايي و کالا میدهیم. یک کتاب هم آورده بودند از مشخصات کالاهایی که برای عرضه داشتند. فانوس و بیل و دسته بیل و چینیآلات... بهترين كالايي كه براي عرضه داشتند، همان چینیآلات بود
🔶 يكي از مهندسان شرکت ايران كاوه گفت «تا زمانی که نوری تاکه ژاپن هست، کی از این آشغالهای چینی میخره؟! ضمنا ما تا یک سال ديگر پيش فروش داریم و نمي توانيم به شما كاميون بفروشيم» !
🔶 بعد چینیها گفتند « میتوانید به آقای خیامی مدير ايران ناسيونال بسپرید تا لااقل به ما اتوبوس بدهند»؟ به آقای خیامی زنگ زدم، ایشان گفتند «والله اعلیحضرت دستور دادند هزارتا اتوبوس به بلغارستان و مصر و... بدهیم». هیچی! خلاصه از آنها هم نتوانستند اتوبوس بگیرند و دست خالي برگشتند!
🔷 در سال 1355 هم تعدادی راننده کرهای{كره جنوبي} آمده بودند برای کار در ايران. آن زمان به پاکستانی و هندی نمیشد کار داد. میگفتند مدارک خیلی از آنها قلابی است.
🔷 البته کرهایها هم اگر میخواستند کار کنند، باید در ایران امتحان میدادند. در آن سال یک شرکت حمل و نقلی ايراني بود که راننده میخواست، 400 تا کارگر کرهای آورده بود. شرایط هم گذاشته بودند برای کار در ایران.
🔷 تا جایی که یادم هست داشتن دیپلم و مجرد بودن از شرایط كار در ايران بود، همچنین فقط سالی یک بار میتوانستند از ایران به کشورشان مراجعت کنند. اینجا به آنها پانسیون میدادند با ناهار و شام و اگر اشتباه نکنم، ماهی 2 هزار دلار و یک بلیط مجانی در سال برای سفر به کره...
🔷آنقدر مملکت ما این ور و آن ور افتاده که هیچ چیز آن قابل فهم نیست که چی شده و چی نشده است. شرکت ایران کاوه تنها جایی بود که کار خودش را میکرد و اتکایی هم به جایی نداشت. هیچ وقت هم از سختیهای کار جا نزدیم و تحت هر شرایطی به کارمان ادامه دادیم و آن زمان{با وقوع انقلاب} هم قصد ما ادامه کار بود.
🔷آن زمان برای لغو قرارداد بزرگی مربوط به شرکت، در آمریکا بودم. خبر رسید که در ایران انقلاب شده است. در آمریکا دوستان و آشنایانی بودند که به من میگفتند همین جا بمان و برنگرد! اگر هم پول نداری ما داریم و به تو کمک میکنیم. اما من گفتم تحت هر شرایطی برمیگردم. برگشتم و مستقیم رفتم کارخانه. به بچهها گفتم که خوب انقلاب شده. ما تابعیم، اما باید به تولید خود ادامه دهیم. برای کارگران صحبت کردم و کار را شروع کردیم. آنجا چند نفری از دولت آمده بودند در ایران کاوه. گفتند که تولید کنید، مشکلی نیست. اما مدیریت و مالکیت را فراموش کنید! بعد هم خودشان ۱۵ سال جنس فروختند و ارتزاق کردند. انبار را خالی کردند. لب به لب دیوارهای «ایران کاوه» جنس بود. شاسیها، ریش تریلی، اتاقها و … بود. ۴-۵ هزار ماشینی که سیکیدی سفارش داده شده بود، سرهم کردند و فروختند! اگر شما رفتی دنبالش، ما هم رفتیم! چیزی دیگر نماند. برای ساکت کردن زبان مردم، یک اسمی هم روی آن میگذارند. اگر بپرسید الان چی شد؟ میگویند شد «سایپا دیزل»...
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
✅ مهارت های فردی در مدارس فنلاند
به منظور پرورش جامعهای پیشرفته و سرآمد، در آموزش برای كودكان ١٥-٩ سال فنلاند، موارد زیر در نظر گرفته میشوند:
١- مهارت درست لباس پوشيدن
٢- مهارت درست راه رفتن
٣- مهارت خوب حرف زدن
٤- مهارت حرف خوب زدن
٥- مهارت منظم بودن
٦- مهارت شعر خواندن
٧- مهارت نقاشی كردن
٨- مهارت نوشتن
٩- مهارت ترانه و دكلمه خواندن
١٠- مهارت بهداشت
١١- مهارت کار تيمی
١٢- مهارت انتقاد كردن
١٣- مهارت جرات ورزی و تمرین شجاعت
١٤- مهارت تشخيص درست از نادرست
١٥- مهارت درست غذا خوردن
١٦- مهارت گره زدن
١٧- مهارت كار با قيچی و برش زدن
١٨- مهارت سعی در خوش خط بودن
١٩- مهارت شستن اشيا
٢٠- مهارت مطالعه
٢١- مهارت مدیریت زمان
٢٢- مهارت كنترل خشم
٢٣- مهارت انتقاد پذیری و تحمل حرف مخالف
٢٤- مهارت پژوهش و تحقيق
٢٥- مهارت تشخيص دوست خوب
٢٦- مهارت بازی كردن
٢٧- مهارت غذا پختن
٢٨- مهارت كار با سوزن
٢٩- مهارت تشكر و سپاسگزاری كردن
٣٠- مهارت خوب توجه كردن
٣١-مهارت تفكر كردن
٣٢- مهارت تفكر خوب داشتن
٣٣- مهارت دوست خوب پيدا كردن
٣٤- مهارت نگهداری دوست خوب
٣٥- مهارت نگهداری لوازم
٣٦- مهارت_انتقاد_پذیری و نقد شدن
٣٧- مهارت رازدار بودن
٣٨- مهارت برنامه ريزی كردن
٣٩- مهارت گذشت
٤٠- مهارت صبور بودن
٤١- مهارت حل مساله
٤٢- مهارت نگهداري گياه و گل
٤٣- مهارت دقت به پيرامون
٤٤- مهارت صادق بودن
٤٥- مهارت وفادار بودن
٤٦- مهارت نوشتن
٤٧- مهارت آينده نگری
٤٨- مهارت تلاش كردن
٤٩- مهارت نا اميد نشدن
٥٠- مهارت هدف داشتن
٥١- مهارت كار با ابزار
٥٢- مهارت كار با كامپيوتر
٥٣- مهارت در فضای مجازي و سايبری
٥٤- مهارت در تصوير ذهنی داشتن
٥٥- مهارت احترام گذاشتن
٥٦- مهارت كم مصرف بودن
٥٧- مهارت بهره گيری از اشيا
٥٨- مهارت مشورت گرفتن
٥٩- مهارت مشورت و همفكری كردن
فراگیری و ارتقای این مهارتهای فردی میتواند آینده بهتری را برای خودمان و فرزندانمان فراهم آورد و سرآمدی فردی ما را تسهیل نماید.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
✅ نصیحت های رئیس دانشگاه "هلسینکی" به والدین در شروع سال تحصیلی
بر حذر باشید از اینکه برای فرزندانتان واحد مسکونی بسازید یا منزلی خریداری کنید
یا اینکه زمینی جهت سرمایه گذاری برایشان بخرید یا برایشان در بانک سرمایه گذاری کنید.
اگر دارایی تان زیاد است فرزندانتان را بارور(تقویت) کنید نه اینکه جایی و مکانی را برایشان بارور کنید.
تمام پول های زیادی تان را برای پیشرفت خودشان صرف کنید. آنها را به بهترین مدرسه ها و دانشگاه ها بفرستید ، بهترین علوم را به آنها آموزش دهید و برنامه ریزی کنید حداقل دو زبان را یاد بگیرند و اگر امکان داشت سه زبان و یا چهار زبان.
به آنها آموزش دهید که موفقیت در زندگی تنها به موفقیت در مدرسه و دانشگاه نیست چرا که پروردگار مان به هر بنده اش نعمتی داده که با دیگری متفاوت است.
خوشبخت کسی است که آن نعمت را کشف کند و باهوش کسی است که با استعدادش کار کند و موفق کسی است که استعدادش را بکار بگیرد .
پس نعمت ها و استعداد های فرزندانتان را کشف کنید و شکوفا یشان کنید و رشدشان دهید.
و از آنان بخواهید تا از استعداد هایشان استفاده کنند و با کمک آنها بزرگ شوند.
پول و ثروت هیچ کاری برای فرزندانتان انجام نخواهد داد زیرا زمانی که بزرگ شوند و خودشان را پیدا کنند جز پول چیز دیگری همراه آنان نخواهد بود.
خانه ای که تمام عمرتان را صرف ساختنش کرده اید و دارای تان را در آن سرمایه گذاری کرده اید خودشان خواهند توانست با کمترین هزینه و وقت بهتر از آن را بسازند اگر شما پول ها و تلاشتان را در ساختن خودشان و شخصیت شان صرف کنید.
فرزندت را بساز نه اینکه برایش بسازی.
فرزندت را شکوفا و مثمر ثمر گردان نه اینکه برای فرزندان باغ های میوه به ارث بگذاری .
مال و منزل و زمین میراث حقیقی برای فرزندانتان نخواهند بود بلکه خود فرزندان تعلیم دیده میراث حقیقی شما خواهند بود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
!
اول مهر ۱۳۳۲ یک آتشسوزی عمدی در فرودگاه نظامی #قلعهمرغی رخ داد. این خرابکاری فقط از افسران نفوذی برمیآمد. با توجه به اهمیت مسئله، دادستانی ارتش باید بهترین افسر خود را برای پیگیری مسئله مأمور میکرد. به همین منظور افسری ممتاز به نام #سرهنگ_مبشری را به این کار گماشت و چیزی نگذشت که خرابکاران شناسایی و محاکمه شدند.
پس از برگزاری دادگاه روزی سرهنگ مبشری ــ همان افسر ممتاز و کوشا ــ پیش دادستان ارتش رفت و با نهایت عصبانیت به کوتاهی دادگاه نظامی اعتراض کرد. از این ناراحت و خشمگین بود که چرا دادگاه به متهم «حبس ابد» داده است، در حالی که چنین خائنی باید «اعدام» میشد!
این افسر ممتاز چنین روحیه و جدیتی در کار داشت. دادستان ارتش هم او را دلداری داد و گفت هنوز دادگاه تجدیدنظر مانده است...
چند ماه بعد، به طور تصادفی در پی بازداشت یک افسر ــ سروان عباسی ــ یک سازمان مخفی از افسران نفوذی حزب توده در ارتش شناسایی شد. این افسران نفوذی بازداشت شدند. در میان سردستهٔ بازداشتشدگان یک نام برای شما آشنا خواهد بود: سرهنگ محمدعلی مبشری؛ همان افسر ممتاز که امنیتیترین پروندهها به او سپرده میشد و سخت عصبانی بود چرا یک عنصر خرابکار اعدام نشده!
در این ماجرا تأمل کنید. آنچه در اینجا دیدیم ما را با «روانشناسی نفوذ» آشنا میکند. به طور کلی عناصر نفوذی ــ در هر جا، در هر سازمان و حزب و جنبش و رژیمی ــ در ظاهر سختگیرترین، متعصبترین و تندروترین عناصرند. عنصر نفوذی جوری عمل میکند که معتقدترین و بیمماشاتترین به نظر رسد. خود را دلسوزترین و کوشاترین عنصر نشان میدهد و در تندروی اول صف است. این خوشخدمتی و غیرتورزی باعث میشود کسی به او شک نکند و از آن مهمتر، مدارج را بهتر بالا بیاید و در جایگاه بهتری قرار بگیرد.
نفوذیها با همین روش خود را به سر صف میرسانند. اگر قرار به دستبوسی باشد، دستبوسترینند؛ اگر قرار به فریاد زدن باشد، بلندتر از دیگران فریاد میزنند، اگر قرار به تندروی باشد، مرزهای تندروی را جابجا میکنند؛ اگر قرار بر رادیکالیسم باشد، از همه رادیکالترند. این قاعده در هر نوع نفوذ در هر جا صدق میکند. هیچ بعید نیست دزد کسی باشد که بلندتر از همه فریاد میزند «دزد را بگیرید».
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام با من باش
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Владелец канала не предоставил расширенную статистику, но Вы можете сделать ему запрос на ее получение.
Также Вы можете воспользоваться расширенным поиском и отфильтровать результаты по каналам, которые предоставили расширенную статистику.
Также Вы можете воспользоваться расширенным поиском и отфильтровать результаты по каналам, которые предоставили расширенную статистику.
Подтвердите, что вы не робот
Вы выполнили несколько запросов, и прежде чем продолжить, мы ходим убелиться в том, что они не автоматизированные.
Наш сайт использует cookie-файлы, чтобы сделать сервисы быстрее и удобнее.
Продолжая им пользоваться, вы принимаете условия
Пользовательского соглашения
и соглашаетесь со сбором cookie-файлов.
Подробности про обработку данных — в нашей
Политике обработки персональных данных.