Информация о канале обновлена 19.11.2025.
Информация о канале обновлена 19.11.2025.
🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️
✍️با وجود حضور شخصیت والایی چون عبدالله نوری در ریاست شورای شهر اول اما بعضی بگو مگوها چنان تاثیر مخربی گذاشت که در دوره دوم در آزادترین انتخابات تاریخ ایران که هیچگونه نظارت استصوابی ای وجود نداشت حتی چهرههای مستقل و ملی مانند عزت الله سحابی هم رای نیاوردند.
بعضیها میخواهند سرنوشت دولت اول پزشکیان را به شورای شهر اول تبدیل کنند.
📡 کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
وبسایت
www.emadbaghi.com
دنباله مقاله : این شد که شروع به جستجوی صفحات مجازی گوینده کلیپ رفتم. در اینستاگرام صفحه اش را پیدا کردم. در صفحه خودش، خودش را استاد هم خطاب کرده بود! پُست هایش ملغمه ای بود از حرف های درست و نادرست که اغلب با بریده ای از فیلم های سینمایی یا اظهارات افراد شناحته شده آنها را توجیه می کرد. بیشتر جستجو کردم. در شبکه های مجازی دیگر هم صفحه دارد و یک سایت هم که به صورت گروه آموزشی فعالیت دارد، تحت نظر اوست. در این سایت در معرفی اش نوشته شده: "وی موسس، مدیرعامل و راهبر گروه آموزشی... می باشند. ایشان به عنوان محقق،مدرس و سخنران در حوزه ی خودآگاهی و توسعه ی فردی و معنا مشغول به فعالیت هستند. همچنین به عنوان یک کارآفرین مدیریت و رهبری تیم کارکنان ... را برای رسیدن به اهداف، ماموریت و چشم انداز سازمان بر عهده دارند. برگزاری موفقیت آمیز بیش از دو هزار کارگاه آموزشی برای بیش از دویست هزار نفر در زمینه های مختلف خودشناسی، ناخودآگاه، روابط عاطفی و روابط مالی بخشی از فعالیت های درخشان ایشان در مدت هجده سال گذشته می باشد."
جالب اینجاست یکی از سایت ها که به نظر منتسب به او می رسید، از او به عنوان " پدر ناخودآگاه ایران" یاد کرده است.
او متولد ۱۳۶۵ و مجرد است. گرچه به ادعای خودش در مدرسه استعدادهای درخشان درس خوانده اما ترک تحصیل کرده و نمی توانسته در آن سیستم درس بخواند. گفته شده او بعدها کارشناسی شهرسازی، کارشناسی ارشد مدیریت شهر و یک کارشناسی ارشد روان شناسی هم اخذ می کند.
منتقدان او معتقدند وی فرقه سازی کرده و ادعای نجات و شفای افراد را دارد. او هر چه باشد و این سخن منتقدان هم خلاف واقع باشد، همان یک کلیپ برایم کافی بود تا به عمق نادانی اش در روانشناسی و تربیت پی ببرم. تصمیم گرفتم در نقد او مطلبی بنویسیم. اما فکر می کردم کافی نیست. مگر نوشته ای به تنهایی مانع ادامه برخی حرف های غیرکارشناسانه و نابخردانه او خواهد شد!
دو سه روز نگذشته بود تا اینکه یکی از دوستانی که این کلیپ را ارسال کرده بود، خبری فرستاد که فلانی "به جرم دخالت غیرقانونی در امور روانشناسی به دادستانی معرفی شده و دستور توقیف فعالیت گرفت."
در جستجوی بیشتر از واقعه، اطلاعیه منتشر شده در پایگاه اطلاع رسانی سازمان نظام روان شناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران را دیدم: "معاونت انتظامی و رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفه ای آقایان ... و .... را به خاطر دخالت غیر قانونی در امور روان شناسی و مشاوره به دادستانی تهران معرفی کرد." اما گویا این معرفی و شکایت به دادستانی در مهر ۱۴۰۱ اتفاق افتاده و قرار بوده او پاسخگوی تخلفات و اتهامات انتسابی در برابر دستگاه قضایی باشد. با این حال، نه تنها گزارشی شفاف از روند رسیدگی به پرونده او داده نمی شود بلکه خبرگزاری فارس هم گزارش مربوط به تخلفات او را حذف می کند.
این فرد اما به فعالیت خود همچنان ادامه می دهد. نه تنها به معرفی و شکایت سازمان روانشناسی کشور علیه او و مطالبه توقیف فعالیت هایش در حوزه روانشناسی، وقعی نهاده نشده که او این سازمان و منتقدانش را افرادی می داند که از رشد او نگرانند. آیا سازمان روانشناسی کشور به او حسادت می کند!!!
اگر این گزارش صحت داشته باشد که "بر اساس بررسیهای به عملآمده، این شخص با تبلیغ در شبکههای اجتماعی، برگزاری همایشها و بهرهبرداری از عواطف و احساسات مراجعهکنندگان ـ اغلب بیماران جسمی و روحی ـ مدعی قدرت شفادهی بوده و ضمن نمایشهایی از بیمارانی که با اقدامات وی بهبود یافتهاند، سعی در برانگیختن احساسات افراد و تداوم مشارکت در کلاسها و دورههای آموزشی و بهاصطلاح شفای زخم و… خود دارد. در این کارگاههای آموزشی که اغلب با بیش ۴۰۰ نفر شرکتکننده برگزار شده، از هر فرد مبلغی در حدود سه میلیون تومان دریافت می کند." آیا این بازگردان راه کلاهبرداری نیست؟!!
این بی توجهی، فراتر از بازگذاشتن دست کلاهبرداران است. او با همان یک کلیپی که در توجیه و ترویج خشونت دارد، در یک کشور دموکراتیک به عنوان جرم محرز باید دستگیر می شد. ممانعت از فعالیت او ابتدایی ترین مطالبه ای است که سازمان روانشناسی و مشاوره کشور داشته است.
وای به روزی که به حرف کارشناسان حقیقی خریدار نداشته باشد و متقلّبان کارشناس نما جولان بدهند. ما دقیقا در همان روز هستیم.
📡 کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
💥ترویج خشونت!
(درباره روانشناس نمایی که حتی با شکایت نظام روانشناسی به کار خود ادامه می دهد)
#مریم_باقی
📜سرمقاله روزنامه سازندگی، ش ۲۱۱۵ دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴
✍️چند روز پیش دوستی کلیپی برایم فرستاد که در آن یک فردی با اعتماد به نفس تمام جلوی جمعیت زیادی در یک سالن، متدهای روانشناسی را شرح می داد. چقدر از دیدن این فیلم کوتاه غصه خوردم.
او در این فیلم تشویق می کرد که پسربچه ها باید خوی وحشی گری داشته باشند و فحش های آبدار و سنگین و جگرسوز بلد باشند تا بتوانند در جامعه از پس خود برآیند. به همین هم اکتفا نکرده و به پسرهای مؤدب و سر به زیر انگِ دختر می زد که در آینده یا گِی می شوند، یا دخترباز و اِواخواهر و...
بچه ها و نه فقط پسربچه ها باید در کودکی نشاط و شیطنت کافی داشته باشند و هیچ کس منکر آن نیست و همچنین باید بیاموزند که در جامعه از پس خود بربیایند اما باورم نمی شد که فرق نشاط و شیطنت کودک با وحشی گری و بی ادبی و فحاشی فهمیده نشود و برای قوی بودن کودک در برابر واکنش های اجتماعی و آسیب ها، پسران مان به اموری مانند "وحشی گری" و " فحاشی رکیک" که در این فیلم کوتاه بیان و توجیه می شود، دعوت شوند!
آنقدر غمگین شدم که احساس کردم تمام سالهایی که عده ای برای گسترش عدم خشونت، فرهنگ گفتگو، رواداری، کنترل خشم و اخلاق و صلح در این کشور صرف کرده اند، آب در هاون کوبیدن بوده است.
این استدلال که اگر جامعه گرگ است، پس باید در برابر آن گرگ باشی از اساس باطل است. باید به فرزندان مان راه مقابله با گرگ صفتی را بیاموزیم نه آنکه تشویق کنیم خودشان هم درنده تر شوند.
با خود فکر کردم فردی که در این فیلم چنین محتوایی را آموزش می دهد می تواند قابل پیگرد قانونی باشد چون در حال کمک به بازتولید چرخه خشونت است و آن را تئوریزه می کند. بدتر آنکه جمعیتی نشسته بودند و حرفههای او را با دقّت می شنیدند.
در حال حاضر در مدارس بخصوص پسرانه، خشونت، رواج زیادی پیدا کرده است. اخیرا دغدغه ای پیدا کرده بودم که در مدارس از مقطع ابتدایی کلاس های آموزش کنترل خشم، عدم خشونت، فنّ گفتگو و حل تعارض و رواداری تشکیل شود. تا این نسل از کودکی این مهارت ها را کسب کنند و کمتر در جامعه آینده با چالش هایی که امروز مواجهیم رو به رو باشند. شنیدن چنین کلیپی و دست به دست شدن آن در فضای مجازی با این مضمون که اگر می خواهید پسرهایتان قوی باشند با چنین و چنان باشند که گفته شد، مانند آب سردی بر سَرَم بود. تلخ تر آنکه برای به کرسی نشاندن حرف هایش به افرادی که در چرخه خشونت، گیر نمی کنند و سعی می کنند در روابط اجتماعی ادب و احترام رو حفظ کنند برچسب زده و آنها را متهم می کرد که در آینده، گِی، دختر باز یا مثل دختر و ... می شوند. در واقع، پسر بچه ها برای دور ماندن از این انگ های اجتماعی هم که شده گویی باید تلاش کنند وحشی و بد دهن باشند!
در حالی که نمونه های بسیاری در اطراف و جامعه از پسربچه هایی داریم که مؤدب بوده و اهل خشونت نبودند و تا بزرگسالی هم انسان های شریف، اثرگذار و قابل دفاعی بودند که اتفاقا به جامعه کمک بیشتری کرده اند. مصادیق نقض مدعای این روانشناس نما، قابل شمارش نیستند.
این فرد به راحتی به خود اجازه داده، در جهت گسترش فرهنگ خشونت حرکت کرده و افراد را به آن ترغیب کند و در واقع، جامعه را در سیکل معیوب خشونت گرفتار کند. این منطق که برای اینکه از پس خودت بربیای باید وحشی و پرخاشگر و بی ادب باشی جز سمی مهلک برای ایران امروز است؟
پسر بچه هایی که چنین آموزشی ببینند در آینده در جایگاه معلم، پلیس، قاضی ... وحتی فروشنده، خشونت و به تعبیر این آقا وحشی گری و فحاشی را تحویل جامعه می دهند و هرگز چرخه خشونت قطع نمی شود. ایم مردان آینده با چنین آموخته ای در کودکی در خانواده هم منشأ آسیب خواهد بود و همسرآزاری و کودک آزاری ها چه بسا تبعاتی از چنین تربیت هایی بوده است.
وقتی به جای یادگیری حل مسالمت آمیز اختلافات، عدم تکرار خشونت و توهین، در عین حال روش های کنترل طرف مقابل برای عدم تکرار رفتار و کلام ناپسند، آموخته اند که در برابر خشونت و توهین، آنها هم وحشی گری و فحاشی کنند آن هم نه فحش های معمولی که جگرسوز!!!! می توانند در آرامش بخشی به خانواده و جامعه مؤثر باشند؟! آیا جامعه ای که خشونت را با خشونت پاسخ دهد بیمار نیست؟! خشونت تا حدی در همه جوامع وجود داشته و دارد اما وقتی وضعیت از حد معمول فراتر می رود باید نگران بود.
حضور افراد بسیاری پای سخن این روانشناس نما باعث شد که با تمام وجود احساس کنم تا رسیدن به وضعیت طبیعی، فرسنگ ها فاصله داریم.( ادامه مقاله در صفحه بعد)
🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️🔹️
دنباله گفتگو و قسمت پایانی:
🔹️آیا میتوان این مدل گفتوگو و اقناع را به سایر حوزههای اختلافی در جامعه هم تسری داد؟
فینفسه خوب است. راستش خودم اعتقادم این است که اصلا این ایده هایی که شما میبینید از طرف رئیس قوه قضائیه داده میشود به دلیل آن است که همانطور که جامعه پوست انداخته در بخشهای مختلف سیستم اداری یا قضایی کشور هم اتفاق افتاده و نسل جدیدی سر کار آمدهاند. جوانان و افرادی با افکار و ایدههای نو آمده اند که دلشان میخواهد مسائل را به روش بهتری حل کنند. طبعاً این افراد در در قوه قضائیه هم هستند و این ایدهها را پیشنهاد میکنند و از طریق رئیس قوهقضائیه بیان میشود. به همین جهت این خوب است. نفس اینکه این مسائل مطرح میشود و باب این گفتوگوها را باز میکند خیلی خوب است ولی به شرطی که این حرف هایی که میزنند و بعد دیگران اشکالاتش و تناقضاتش را بیان میکنند، به این هم توجه کنند و تلاش کنند این ایدهها را تصحیح و تکمیل کنند.
اعتماد حاکمیت و مقبولیت جامعه؛ دو شرط اساسی برای تبدیل نهاد حقوق بشری به میانجی
🔹️استفاده از روحانیون، اساتید دانشگاه و نخبگان برای گفتوگو با متهمان امنیتی (مورد اشاره اژه ای )تا چه اندازه میتواند در این زمینه کمک کند؟
در صحبتهای آقای اژهای به تجربه سال ۴۰۱ اشاره شده است. این هم خوب است که از روحانیون و اساتید دانشگاه استفاده بشود ولی ببینید اینجور حرکتها را نمیتوان به عهده ابتکارات شخصی انداخت و باید به شکل نهادینه و سازمان یافته دربیاید. یعنی باید تشکلهای صنفی وجود داشته باشند که این تشکلهای صنفی بتوانند در ارتباط با افراد و پروندههای مختلف مداخله کنند و بعضی موارد هم پروندههای سیاسی و به خصوص نهادهای حقوق بشری یا فعالین حقوق بشری موجه که مرضیالطرفین باشند. ممکن است یک نهادی یا فردی باشد که موضع ستیزهجویی داشته باشد طبیعتاً چنین کسی نمیتواند نقش میانجی را ایفا بکند. کسی که مثلاً بگوید من فعال حقوق بشرم ولی از دولتهای خارجی دعوت کند که بیایید حکومت را سرنگون کنید این فرد نمیتواند میانجی باشد. میانجی آن کسی است که یک حدی از مقبولیت را در جامعه دارد. یک حدی از اعتماد در حاکمیت نسبت به او میتواند شکل بگیرد. به نظرمن برای تحقق این ایدهها باید بیشتر به سمت نهادها بروند. نهادهای حقوق بشری که مستقل باشند و بتوانند در زمان مناسبش و در جای خودش منتقد عملکرد حاکمیت و به اصطلاح رفتارهای قضایی و امنیتی باشند و هم بتوانند برای همین موارد مداخله کنند و میانجی شوند و به این فرایند زندانزدایی که به نظر میرسد قوه قضائیه ترجیح میدهد انجام بشود، کمک کنند.
انتهای پیام/
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1712213
📡 کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
وبسایت
www.emadbaghi.com
دنباله گفت و گو با ایلنا: بالأخره خیلی مواقع پیش آمده که حکومت هم در برخورد با زندانیان اشتباه مرتکب شده یا احکام اشتباهی صادر کرده است. آیا شما اجازه میدهید میانجیها بروند و همانطور که با زندانی برای اظهار ندامت صحبت میکنند، با دادستانی یا قاضی یا ضابط هم که اشتباه مرتکب شده صحبت کرده و از آنان بخواهند عذرخواهی و اظهار ندامت کنند؟ آیا چنینچیزی امکانپذیر است؟ اگر این هم امکانپذیر باشد میتوان توقع داشت که افراد به عنوان میانجی بتوانند نقش خودشان را ایفا کنند. میانجی، به اقتضای وظیفه خود، باید نسبت به هر دو طرف اختلاف نگاهی بیطرفانه و متوازن داشته باشد؛ نه آنکه در مقام نماینده یکسویهی قوه قضاییه، به وادار کردن زندانی به اظهار ندامت بپردازد ولی اگر میانجی بتواند خطاهای آنطرف قضیه(قوهقضائیه و قاضی و..) را بر زبان بیاورد و در قوهقضائیه بپذیرند که چنین خطایی شده و آنها ها هم اظهار ندامت کنند میتوان صلح و سازش را در قالب مدنی تحقق بخشید.
تغییر رویکرد مستلزم یک رفتار منسجم تعریف شده است
🔹️با وجود بازداشت و احضار تعدادی از پژوهشگران و معترضان در چند روز گذشته شما این اقدامات را چگونه در نسبت با ادعای تغییر رویکرد قدرت در مواجهه با معترضان میبینید؟ آیا میتوان گفت تلاشی برای تغییر رویکرد در جریان است، یا این موارد نشان میدهد که در عمل تغییری رخ نداده؟
در رابطه با معترضین من واقعا تردید دارم که بشود اسم اینجور حرفها را تغییر رویکرد گذاشت. چون تغییر رویکرد نیازمند این است که شما یک سری نشانه و آثار عملی ببینید. ببینید در همین دو ماه اخیر از یک طرف طرح عفو میلاد پیامبر داده شد که خیلی ارزشمند بود و حدود ۱۱۵ یا ۱۲۰ نفر از زندانیان سیاسی، امنیتی هم مشمول عفو شدند، این کمسابقه بود. به محض اینکه ما آماده شدیم تصور کنیم که این نشانه تغییر رویکرد است ناگهان شما میبینید یک سری اتفاقات و بازداشتهایی مانند پرویز صداقت و خانم شیرین کریمی، اسدالله نژاد و رسول قنبری رخ میدهد که هیچ توضیحی در مورد بازداشت آنها داده نمیشود. از این پنج نفر (که حالا آقای مالجو بیشتر بازجویی شدند) من اطلاعی از پرونده و ماهیت ندارم ولی بالاخره این افراد به عنوان یک سری افراد محقق شناخته شدهاند و بازداشت میشوند و هیچکس هم هیچ توضیحی در مورد آن نمیدهد یا مثلاً رفتاری که با آقای تاجزاده شد و ایشان را به زندان برگرداندند. این مسائل آدم را به تردید میاندازد. یعنی از یک طرف میبینید که یک حرکتی انجام شد که باعث التیام دردها و زخمها شد ولی بلافاصله بعد از آن آمدند دوباره همان بخیهها را شکافتند یا کنار آن یک زخم جدید ایجاد کردند، اینکه تغییر رویکرد نمیشود. به خاطر همین من معتقدم تغییر رویکرد مستلزم یک رفتار منسجم تعریف شده است. لااقل اگر تشخیص داده میشود که الان چهار نفر، پنج نفر، شش نفر بازداشت بشوند بلافاصله اجازه بدهند وکیل این افراد با آنها ملاقات کند. وکیل در تحقیقات مقدماتی حضور داشته باشد و توضیح داده بشود که چرا این افراد بازداشت میشوند. اگر این اتفاق بیفتد میشود نام آن را تغییر رویکرد گذاشت اما این رفتارهایی که انجام میشود تناقض آلود است.
عفو حدود ۲۸۵ مورد محکوم به قصاص اتفاق بزرگی است
🔹️آقای اژهای بر حضور اقشار مختلف مردم در فرآیند صلح و سازش تأکید کردهاند. از نظر شما، چگونه میتوان این مشارکت مردمی را نهادینه کرد بدون اینکه مداخلههای غیرکارشناسی در پروندههای قضایی افزایش یابد؟
آن چیزی که در صحبتها مورد نظر ایشان است بیشتر متاثر از تلاشهایی است که برای صلح و سازش در پرونده هایی که شاکی خصوصی دارند میشود مثل پروندههای قتل. بههرحال یک اتفاق خیلی مهمی که افتاده شما ببینید در همین سال جاری حدود ۲۸۵ مورد محکوم به قصاص عفو شده اند. این خیلی اتفاق بزرگی است. یعنی ۲۸۵ نفر از طریق تلاش برای صلح و سازش و جلب رضایت، از اعدام نجات پیدا کرده اند. آقای اژهای بیشتر تحت تأثیر چنین الگویی این حرف را میزنند و البته قابل تحسین است که این الگو را چه مربوط به پروندههایی است که شاکی خصوصی دارد به پروندههای سیاسی و امنیتی تعمیم بدهند که شاکی خصوصی ندارد و طرف آن حکومت است. ولی اینکه از مشارکت اجتماعی صحبت میکنند، مشارکت در پروندههای مربوط به شاکی خصوصی اعم از بدهی، دیون یا قصاص و این موارد بوده و واقعا مشارکت عامه بسیار کمککننده بود ولی این مشارکتها را باید نهادینه کرد. باید جامعه مدنی را تقویت کرد و وقتی هم که آقای اژهای میخواهند به صورت یک الگویی به پروندههای سیاسی و امنیتی تعمیم بدهند، اینجا به نظرم همان مسائل پیش میاید که توضیح دادم. یعنی نباید تعارضی در چیزی که گفته میشود و چیزی که به آن عمل میشود وجود داشته باشد.
طرحهای جدید قوه قضائیه نشانه پوستاندازی نسلی در نظام اداری کشور است
ادامه در صفحه بعد👇
عمادالدین باقی در گفتوگو با ایلنا:
میانجیگری در پروندههای امنیتی باید از طریق سازوکار مدنی و حقوقی اجرا شود
ایلنا ۲۱ آبان ۱۴۰۴
آیدا راوری خبرنگار ایلنا: یک پژوهشگر و نویسنده درحوزه حقوق بشر در واکنش به سخنان رئیس قوهقضاییه در رابطه با صلح و سازش در پروندههای امنیتی گفت: این کار، حرکت مثبتی است و باید از آن استقبال کرد اما مسئله اینجاست این مکانیزمی که ایشان پیشنهاد میکنند از چه طریقی میخواهد عملیاتی بشود. مثلا فرض کنید افرادی که میان حکومت و زندانیان میانجی میشوند قرار است چه اشخاصی باشند؟
در روزهای اخیر سخنان رئیس قوهقضائیه در رابطه با طرح «صلح و سازش» برای پروندههای امنیتی و سیاسی بازتاب گستردهای در فضای حقوقی داشته است. این سخنان در حالی بیان میشود که چند روز پیش از این چندتن از منتقدین اجتماعی احضار و بازداشت شدند. در چنین شرایطی این پرسش جدی مطرح میشود که این "صلح و سازش" قرار است چگونه برقرار شود؟ در این زمینه با عمادالدین باقی، پژوهشگر و فعال حقوق بشر، گفتوگویی داشتیم که متن آن به شرح زیر است:
ایده زندانزدایی محسنی اژهای مثبت است، اما باید با سازوکار مدنی و حقوقی اجرا شود
🔹️رئیسقوه قضائیه از تعمیم «صلح و سازش» به برخی پروندههای امنیتی سخن گفتهاند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟
من صحبتهای ایشان را دیدم. به نظرمن نفس اینکه اصلاً به یک راه تازهای بیندیشند و ایده ای پیشنهاد کنند برای زندانزدایی و برای التیام رنجها و زخمها حرکت مثبتی است و باید از آن استقبال کرد. یکی از نگرانیهایی که ما بعد از جریان جنگ ۱۲ روزه داشتیم موج دستگیریهایی بود که اتفاق افتاد و هم در طول همین ۱۲ روز و هم بعد از آن. این نگرانی هم خیلی جدی بود چون در این مواقع امکان دارد اشتباهات زیادی صورت بگیرد و افرادی در معرض اتهام و شرایط سختی قرار بگیرند. بهعنوان مثال فرض کنید از گوشی آنها یک پیامی یا عکسی دربیاید و بعد گرفتار بشوند. خب این نگرانی وجود داشت لذا وقتی ایشان در صحبتهایشان اشاره کردند به آزادی بعضی از افرادی که در خلال جنگ ۱۲ روزه کار خلاف امنیت انجام دادهاند، یعنی ایشان حتی نگفتند کسانی که اشتباه کرده اند، میگویند درباره افرادی که کار خلاف امنیت کشور انجام داده اند هم میتوان از راهکارهای صلح و سازش استفاده کرد، این خیلی کار خوبیست ولی مسئله اینجاست که این مکانیزمی که پیشنهاد میکنند از چه طریقی میخواهد عملیاتی بشود؟. مثلا افرادی که میان حکومت و زندانیان میانجی میشوند قرار است چه اشخاصی باشند؟ البته در صحبتها به تجربه سال ۱۴۰۱ اشاره شده است که یک عده از حوزه علمیه آمدند با بعضی بازداشت شدهها صحبت کردند ولی این روش جوابگو نیست. به نظر ما اگر واقعاً میخواهند یک چنین کاری نهادینه بشود باید یک شکل حقوقی پیدا بکند و باید توسط جامعه مدنی یعنی نهادهای مدنی و تشکلهای صنفی انجام شود. البته آقای اژهای در طی صحبتهایشان به یک مورد اشاره میکنند و میگویند که ما پروندههای بانکی زیادی داریم و مثلاً در مورد مسائل و مشکلاتی که در این زمینهها رخ میدهد میتوان از ظرفیت نخبگان شبکه بانکی استفاده کرد. این مثال در مورد متهمین در همین پروندههای بانکی کاربرد دارد اما در پروندههای سیاسی و امنیتی قرار است از چه ظرفیتی استفاده بشود؟ اینجاست که ما میگوییم باید از نهادهای صنفی و مدنی دعوت بشود که به عنوان میانجی وارد این کار بشوند. واقعیت این است که کار بسیار دشواری است. اولاً این نهادهای مدنی یا وجود ندارند یعنی واقعاً امکان رشد و به وجود آمدن نداشتند، یا اگر هم وجود داشته باشند به شدت از اینکه میانجی بشوند و با زندانیان صحبت کنند بیم دارند تا بعد متهم نشوند که از طرف حکومت میخواهند زندانیان را وادار به عفو و توبه کنند. چون در صحبتهای اقای اژهای هست که سال ۱۴۰۱ یک عده روحانی به بازداشتگاهها رفتند و با افراد صحبت کردند و آن افراد اظهار ندامت کردند به خاطر همین آزاد شدند. ببینید این حرف وقتی گفته میشود یعنی اگر نهادهای مدنی هم بخواهند وارد کار شوند آیا منظور این است که بروند با زندانیان صحبت کنند، بگویند بیایید اظهار ندامت کنید؟ چون برخی از چهرههای مدنی و مورد قبول جامعه خواهند گفت با این زاویه دیدگاهی که شما دارید این نهادها یا افراد اگر بخواهند میانجی بشوند متهم میشوند به اینکه حکومت خودش نمیتواند افراد را وادار به ندامت کند و از این افراد استفاده میکند. میخواهم بگویم در واقع شکل بیان و در واقع شکل عملیاتی کردن ایده پیشنهادی خوبی که مطرح شده به نظرم خیلی پذیرفتنی نیست مگر اینکه یک قالب موجهی برای آن تعریف کنند، یعنی برای نهادهای مدنی یک جایگاه و هویت و اعتباری قائل بشوند و بعد هم اجازه بدهند آنها خودشان و به زبان خودشان وارد این کار بشوند.( ادامه گفتگو در صفحه بعد👇)
✍️"بودن" روایت چند زن است؛
از قصهٔ جان و رنجِ نبودن!
داستان زخم قتل با مرهم قصاص؛
که هر کدام در سمتی،
فرو ریختن آوار فاجعه بر زندگیشان را تعریف میکنند.
مستند"بودن" به کارگردانی #ونداد_فلاح و تهیهکنندگی #انجمن_پاسداران_حق_حیات را در هاشور تماشا کنید.
ونداد فلاح با وجود زمینهها و امکانات برای انتشار این مستند مهم در تلویزیونهای برون مرزی از عایدات مادی و معنوی ناشی از انتشار در آن رسانهها چشمپوشی کرد تا به سکوها و رسانههای داخلی تکیه کند. این هم دلیل دیگریست برای ضرورت حمایت و تشویق از کسی که هنرش را در خدمت جامعه و حق حیات گرفته است..
⁉️خرید بلیت:
♦️سایت هاشور
www.hashure.com
@hashuremostanad
..................
#قصاص #بخشش #دیه #فرصت_دوباره #نجات_زندگی #جان_ببخشیم #مسئولیت_اجتماعی #اکران_هاشور #اکران_آنلاین
📡 کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
🩸سقوط انسانیت در قتلگاه سودان
✍️ فیلمهای جنایات هولناک سودان، دیدنش هم قابل تحمل نیست و مایه ننگ بشریت است.رسانه های غرب نباید این جنایات را متعلق به دنیای دیگری غیر مرتبط با خود بدانند.این یک تراژدی انسانی است.دولتهای شما متحد امارات واسراییل هستند ومستقیم یا غیر مستقیم در این جنایات شریکند بویژه که نیروی واکنش سریع RSF بنام مدافع سکولاریسم دربرابر اسلامگرایی دارد جنایت می کند وهدف از ان فراتر از سودان است.
The footage of the horrific atrocities in Sudan is unbearable to witness & a stain on all humanity.Western media must stop treating these crimes as if they belong to another world, disconnected from our own.This is a universal human tragedy.Your governments, as allies of the UAE & Israel, are directly or indirectly complicit in these atrocities.This is especially true given that the Rapid Support Forces(RSF)are committing these crimes under the pretext of defending secularism from Islamism—a conflict whose ambitions clearly extend beyond Sudan’s borders.
📡 کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
Рост подписчиков
Публикации
Просмотры
Средний охват + ERR%
Владелец канала не предоставил расширенную статистику, но Вы можете сделать ему запрос на ее получение.
Также Вы можете воспользоваться расширенным поиском и отфильтровать результаты по каналам, которые предоставили расширенную статистику.
Также Вы можете воспользоваться расширенным поиском и отфильтровать результаты по каналам, которые предоставили расширенную статистику.