Hadi Samadi
پژوهشگر «تکامل و فلسفه»
آیندهپژوه تکاملی
https://www.instagram.com/hadisamadi.evophilosophy/profilecard/?igsh=dWVnaHU0ZnlxZ2hi
Информация о канале обновлена 19.11.2025.
Hadi Samadi
پژوهشگر «تکامل و فلسفه»
آیندهپژوه تکاملی
https://www.instagram.com/hadisamadi.evophilosophy/profilecard/?igsh=dWVnaHU0ZnlxZ2hi
فصل ششم، کتاب ژن خودخواه به پرسش مهمی میپردازد که نظریه ژن خودخواه با آن روبروست: اگر ژنها خودخواهاند، چگونه میتوان رفتارهای دگرخواهانه را در سطح فردی توضیح داد؟ پاسخ داوکینز، بر اساس کارهای همیلتون، و در مفهومی به نام انتخاب خویشاوندی نهفته است.
چگونه یک ژن خودخواه میتواند فداکار باشد؟
فصل با یادآوری این نکته آغاز میشود که هدف نهایی یک ژن خودخواه، افزایش تعداد نسخههای خود در خزانهی ژنی است؛ و این کار را معمولاً از طریق بدنی که در آن ساکن است برای بقا و تولیدمثل انجام میشود. اما نکتهی مهم فصل این است که «ژن» یک موجودیت توزیعشده است؛ یعنی نسخههای متعددی از آن در بدنهای مختلف وجود دارد. بنابراین، یک ژن ممکن است بتواند به نسخههای خودش که در بدنهای دیگر قرار دارند کمک کند. این پدیده در سطح فردی به صورت فداکاری به نظر میرسد، اما در واقع ناشی از خودخواهی ژن است.
آزمایش فکری ریشِ سبز
برای روشن کردن این ایده، داوکینز آزمایش فکری را، که البته قبلا توسط همیلتون مطرح شده بود، بیان میکند: اثر ریش سبز.
فرض کنید ژنی به وجود آید که دو اثر همزمان داشته باشد: اولاً باعث ایجاد ریش سبز و قابلیت تشخیص ریش سبز در دیگرانی شود که ریشسبز دارند؛ ثانیاً باعث شود که فرد ریش سبز، نسبت به دیگر ریشسبزها، رفتار فداکارانه نشان دهد.
چنین ژنی در صورت وجود، میتوانست در جمعیت بسیار موفق باشد. با این حال، داوکینز این سناریو را بسیار نامحتمل میداند، زیرا بسیار بعید است که یک ژن واحد بتواند همزمان دو وظیفه پیچیده و نامرتبط (ایجاد یک برچسب ظاهری و تشخیص آن در دیگران، و برنامهریزی یک رفتار فداکارانهی پیچیده) را بر عهده بگیرد. این آزمایش فکری صرفاً برای نشان دادن این است که ژنها برای کمک به نسخههای خود به یک مکانیسم سادهتر و قابل اعتماد برای تشخیص کسانی که باید نسبت به آنها فداکارانه رفتار کنند نیاز دارند.
مکانیسم واقعی: خویشاوندی
مکانیسم واقعی و بسیار محتملتری که در طبیعت وجود دارد، خویشاوندی است. خویشاوندان نزدیک، با احتمالی بالاتر از میانگین، ژنهای مشترک دارند. این ایده، که اساس نظریه انتخاب خویشاوندی همیلتون است، توضیح میدهد که چرا فداکاری نسبت به خویشاوندان در طبیعت بسیار رایج است.
برای کمی کردن این احتمال، از ضریب خویشاوندی استفاده میشود که نشاندهنده احتمال اشتراک یک ژن خاص بین دو فرد است. در دوقلوهای همسان صددرصد ژنها مشترک است. در والدین و فرزندان و همچنین در خواهران و برادران تنی نیز ۵۰ درصد، در خواهران و برادران ناتنی، پدربزرگ/مادربزرگ و نوه، عمو/عمه/دایی/خاله و برادرزاده/خواهرزاده ۲۵درصد ژنها مشترک است و در پسرعمو/دخترعمو و... (نوه عمو) ۱۲,۵درصد ژنها مشترک است.
قانون همیلتون
مطابق این درصدهای اشتراک ژنی، به بیانی ساده، یک ژن برای فداکاری انتحاری زمانی موفق خواهد بود که بتواند بیش از دو برادر (یا فرزند یا والد)، یا بیش از چهار برادر ناتنی (یا عمو و...)، یا بیش از هشت پسرعمو را نجات دهد. در این صورت، تعداد نسخههای ژن که نجات یافتهاند، بیشتر از یک نسخه است که از بین رفته است.
کاربردهای تبیینی نظریه انتخاب خویشاوندی
یک. اولا چرا والدین از فرزندان خود نگهداری میکنند؟
داوکینز تأکید میکند که مراقبت والدین پدیدهای جداگانه نیست، بلکه نمونهای بارز از انتخاب خویشاوندی است.
دو. ثانیاً چرا مراقبت مادرانه رایجتر و فداکارانهتر از مراقبت پدرانه است؟
زیرا مادر تقریباً همیشه میتواند از اینکه فرزندانش متعلق به او هستند، مطمئن باشد. اما یک پدر هرگز نمیتواند به همان اندازه مطمئن باشد. این عدم تقارن در اطمینان، توضیح میدهد که چرا مراقبت مادرانه بسیار رایجتر و فداکارانهتر از مراقبت پدرانه است. به همین ترتیب، داییها ممکن است در جوامعی با خیانت زناشویی بالا، سرمایهگذاری بیشتری روی خواهرزادههای خود بکنند تا پدران روی فرزندان، زیرا از خویشاوندی خود با آنها مطمئنتر هستند.
سه. اما جانوران چگونه خویشاوندان را شناسایی میکنند؟!
جانوران از قوانین ساده و عملی پیروی میکنند. یک قانون ساده این است که با هر کسی که در لانه/قلمرو توست، مهربان باش. از آنجایی که ساکنان یک لانه معمولاً خویشاوندان نزدیک هستند، این قانون به طور مؤثری به نفع ژنهای فداکاری عمل میکند. [همین قانون نیز مهربانی بیشتر مادر نسبت به پدر را توجیه میکند زیرا رابطهی فیزیکی مادر و فرزند بیش از نزدیکی رابطهی فرزند و پدر است.] البته این قوانین ساده میتوانند خطا داشته باشند، مانند وقتی که پرندهی مادر به جوجه کوکوی مزاحم غذا میدهد، یا یک میمون ماده یک بچه یتیم غیرخویشاوند را به فرزندی قبول میکند.
از منظر داوکینز اینها اشتباهاتیاند که از یک قانون کلی و معمولاً مفید، ناشی میشوند.
هادی صمدی
@evophilosophy
Владелец канала не предоставил расширенную статистику, но Вы можете сделать ему запрос на ее получение.
Также Вы можете воспользоваться расширенным поиском и отфильтровать результаты по каналам, которые предоставили расширенную статистику.
Также Вы можете воспользоваться расширенным поиском и отфильтровать результаты по каналам, которые предоставили расширенную статистику.
Подтвердите, что вы не робот
Вы выполнили несколько запросов, и прежде чем продолжить, мы ходим убелиться в том, что они не автоматизированные.
Наш сайт использует cookie-файлы, чтобы сделать сервисы быстрее и удобнее.
Продолжая им пользоваться, вы принимаете условия
Пользовательского соглашения
и соглашаетесь со сбором cookie-файлов.
Подробности про обработку данных — в нашей
Политике обработки персональных данных.